نمی دانم بذر عشق تو را

دستان کدام باغبان در کویر قلبم پاشید

که شمیم آن ، همه ی فاخته ها و لادن ها را مست کرد.

نمی دانم طراوت کدامین اقاقی را

پیشکش رؤیاهای آبی ام کردی که کلبه ی ویران شده ی دلم

بهشت همــــه ی پــــروانه هــــا شد

بگذار در آرامش دریا گونه ات غرق شوم

و در احساس نقره ای ستاره ات تکثیر یابم

تا شاید از زندگی

تبسمی سبز هم نصیب من شود ...