سلام دوستای خوبم

امیدوارم حالتون خوب باشه

بعد از مدت ها قراره ببینمش

البته مدت ها نمیشه گفت چون همش ۵ ماهه که ندیدمش اما برای من ۵ سال گذشته!

انقدر دلم واسش تنگ شده که سر از پا نمیشناسم

اسمش که میاد دلم میلرزه و ذوق میکنم

اما بعد که یاد بی محلی هاش میفتم  ذوقم تبدیل به دلسردی و نا امیدی میشه!

نمیدونم چه کار کنم

بهش بی محلی کنم؟

خودمو از جلو چماش دور کنم تا نه اون منو ببینه نه من اونو؟

خودمو جلوش غمگین نشون بدم؟

شایدم باید خوشحال نشون بدم!

نمیدونم .... واقعا نمیدونم چه کاری درسته؟

بنابر این به کمکتون احتیاج دارم

امیدوارم کمکتون بعد از اینکه دیدمش نرسه تا برای بعد از دیدار ازشون استفاده کنم و

 قبل از این دیدار از کمکاتون بهره مند شم تا ازشون موقع دیدار استفاده کنم!

تا اینجا از تمام دوستایی که کمکم کردن ممنونم!

اینم یاداوری کنم که احتمال داره ببینمش ولی در هر صورت شما کمکاتونو در سریع ترین

 زمان برسونین

بهتون خبر میدم اگه دیدمش و میگم چه اتفاقاتی افتاد!

تعطیلات خوبی داشته باشین!